ای مهربانم...
سلطان زیبا ...
با چشم شیدا...
در خواب نازی....
خوشحال و راضی....
نزد آممد ....
خوشحال و راحت....
هستی در قلبم..... همواره با هم..... دعاتو میخوام.... هر صبح و هر شام
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
حج روحانی نمودی احمد بن مصطفی کن تفضل یا اخا ادرک اخا
ذکر حق گفتی تو با صوت و غنا بالاخص هنگام ذکر گردشت بهر نسا
پیش خود گفتی تو با صوت رسا کن تقبل تا نگردم مبتلا
دائماً بودی تو در خوف و رجا از برای همسرت آن مه لقا
زلف نازت حلق شد بهر خدا صورتت پر ریش و یک ماهی بدور از هرصفا
گفتمت بیتی دگر لیکن بدارم من حیا اختصاصی گویمت آن بیت را اندر خفا
آرزو باشد برای صاحب این جمله ها قسمتم کن، قسمتم کن یا الاها یا خدا
تسلیت گویم تو را من ای امیر نازنین
ای که گشته هیکل تو مرکز ثقل زمین
از زمانی که بگفتی حال زارت بهر من
میزنم بر سینه و بر صورت و بر کل تن
این دلم دیگر ندارد طاقت این حال تو
میزنم بر سر و گویم وای بر احوال تو
******
گو به من آخر چرا اوضاع تو اینگونه شد
از چه رو لپ تاپ تو ای نازنین وارونه شد
گفته ای افتاده از دستت مرا باور نشد
خورده ضربه، گشته داغان باز هم باور نشد
گفته ای رنگش پریده، گشته اکنون رنگ رنگ
گوییا رفته است در میدان جنگ
******
در گمانم آمده داری مرا رنگ میکنی!
بهر مخفی کردن علت، تو نیرنگ میکنی!
من که دانم همسرت کوبیده است آن را به در
گو به من بی دغدغه بی هر کلک بی دردسر
من شنیدستم که وی اکنون به ایران آمده
از برای دیدن بابا و مامان آمده
باز کن صندوقچه ات را حرف دل بر من بگو
در امان هستی تو ای ابن عمو، تا نیست او
*****
در نهایت گویمت اینها همه افسانه است
خانومت با این روش ها جملگی بیگانه است
چند بیتی از برای شادی ات بسروده ایم
ور نه ما از بهر نسوان کی درشت بسروده ایم؟!
الغرض گر گشته داغان، شد فدای آن سرت
شد فدای هم سر تو، هم فدای همسرت
بهر این نعمت که دادی من تشکر میکنم
از دُکی فتحی و از پوینده، دیگر دکتران
وز پرستاران بخش هم من تشکر میکنم
از جمیع بستگان، خویشان و یاران، دوستان
هر که آمد یا که زنگ زد من تشکر میکنم
آنکه حتی در خیال خویش ما را یاد کرد
از صمیم قلب از او هم تشکر میکنم
بایدت گویم در اینجا ای عزیز، بیش از همه
از نسیمم؛ همسرم هر دم تشکر میکنم
به مادر شکسته ات، نظاره کن نظاره کن
برای التیام آن شکسته دل، خمیده تن
به سوی آن خبیث پست، گلایه کن گلایه کن
بیا به تیغ تیز خود، بگیر تو انتقام ما
به گردنش به قهر خود، اشاره کن اشاره کن
به رافتت به قدرتت، مرا به راه خود ببر
در آسمان قلب من، ستاره کن ستاره کن
نیمه شعبان ۱۴۲۸ هجری قمری
برج ششم بُوَد که دوباره حلول کرد
اول قرار بود بیاید فرود لیک
از بس که هل نمود او، سقوط کرد! ![]()
مشکل ز او نبود که از ماه بوده است
هر کس در این مه است٬ بسیار نزول کرد!*
از بخت خوش پسرش مهر آمده
ماهی که هر بزرگ در آن ظهور کرد ![]()
القصه، گویمش ز ته قلب خویشتن
تبریک و صد درود که زیبا هبوط کرد ![]()
* با عرض پوزش از کلیه متولدین شهریور ماه به اطلاع میرساند که اینجا سیستم اینجوریه... تنبیه برای همه.. تشویق برای خودم ![]()
از ماست کشیده اند مو را
از شیر گرفته اند او را
با بستن شیر به روی ماهش
بدخلق نموده اند او را !
************
تقدیم به ام جی:
دیشب به خواب خوش فرو رفته بودمی
در خواب ناز خود همی دیده بودمی
مردی که از دیار جنوب است و شوشتر
با اشک دیده کرده صورت خویش تر
گفتم چرا؟ چه شده ای عزیز من؟
آرام باش، بگو درد خویشتن
گفتا غروب بود که تنگم گرفته بود
جز رفتن اندرون خلا چاره ای نبود
رفتم ولی چه حیف که من هُل نموده ام
گوشی خویش درون خلا ول نموده ام
از بهر شستشو بکردم تلاش خود
اما چه سود؟ که از حال رفته بود
این جماعت جملگی در باغ نور
گشته مهمان تو در اطعام و سور
از برای دیدن آن زوج دور
دارمت پندی تو را ابن بتول
کن تو برخورد صحیح با طفل و مور
چون شنیدستم من از اقوال دور
گفته شعری شاعری در حال زور
"تا توانی دلی به دست آور"
"دل شکستن هنر نمی باشد"
